تبليغاتX
خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد
وای به حال ما

سلام به برادران و خواهران ارجمند:

من نمی خواستم وبلاگ نویسی را ادامه بدم به لحاظ بستر نا مناسبی که در اینترنت ایران سایه گسترده است .

ولی یک مسئله که به بی حیایی بعضی ها مربوط هست من را برآن داشت که مطلبی را به خدمتتان برسانم.

عده ای دست از بی حیایی خود بر نداشته و در این ایام مبارک وبلاگ های غیر اخلاقی خودشان را آپدیت می کنند و بی شرمانه ترین نقطه اینست که شهادت امام حسین (ع) را تسلیت می گویند . متاسفانه بلاگفا هم با هشدار های کاربران هیچ ممنوعیت هایی را برای آن وبلاگها تدبیر نمی کند .

برای چه اینکار را می کنند؟

واقعا شرم آور است که اسم خودمان را شیعه بگذاریم و دست به این کار ها بزنیم . واقعا جای سوال دارد!

از شما برادران ارجمند می خواهم نترسید و از سایت هایی را که مشکوک به تصاویر مستهجن بود و یا محتوایش غیر اخلاقی بود را به مسئولان این سایت گزارش کنید.

بلکه دردی از هزاران درد ما درمان شود.

یا حق


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در شنبه بیست و هشتم دی 1387 ساعت 9:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

هشدار هشدار هشدار

مسلمانان با غیرت .

هشدار هشدار هشدار

 

عده ای می خواهند اسلام را به خطر بیاندازند. از این جهت خواهشمند است در صورت مشاهده هرگونه سایت های ضد اسلامی ُ - سیاسی علیه دولت و یا سایت های حاوی تصاویر مستهجن در فهرست وبلاگهای بلاگفا  آن را به به سایت بلاگفا گزارش دهید.

ای خدا بر کن شفا


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت 0:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

اذان استاد مرحوم رحیم موذن زاده ثبت ملی شد

چندی پیش در خبرها شنیدم :

اذان فوق العاده دلنشین حاج رحیم موذن زاده ثبت ملی شد .

کمتر کسی هست که نتونه صدای این استاد فقید رو نشنیده باشه .

ای ایرانی به ایرانت بناز که گوهرها دارد در دلش


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 8:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

مختصری از کار های زشت قوم لوط که به طور مدرنیته الان هم صورت می گیرد.

قوم لوط از بدترین اقوام روی کره خاکی بودند که با انجام کارهای قبیح حود باعث خشم خدا گشتند و عاقبتشان نابود گشت.

آن زمان جهالت بود و هیچ ولی حالا جرا . بعضی از جوانان ما با راه اندازی وبلاگهای غیر اخلاقی در این مورد با جهالت قوم لوط همکاری می کنند.

یا خدا برس بر این بی نوا

در پایین مواردی در باره قوم لوط آورده شده است.

لوط نام معروف لوط پيامبر (ع) است به معني وابستگي به دل و جان.[1] منظور از قوم لوط، قبائلي است كه در زمان او در شهري به نام «سلام» زندگي مي‌كردند، در قرآن به اين شهر و سه شهر اطرافش «مؤتكفات» گفته شده است،[2]مؤتكفات به معني شهرهاي زيرو رو شده می­باشد که عبارتند از: «عموره» «صوغر»‌ و «صبوييم».[3]

  از شنيع‌ترين اعمال اين قوم، لواط بوده و به گفته قرآن اولين قومي بودند
 كه اين عمل زشت بينشان شايع گشت:
«مَا سَبَقَكُم بِها مِن اَحَدٍ مِنَ العَالَمين»[4]
«هيچ يك از جهانيان، پيش از شما آن را انجام نداده بوده است»
 
  البته در روايات و تواريخ اسلامي، اعمال زشت و ننگين ديگري به موازات انحراف جنسي از آنان نقل شده است و تنها خانه‌اي كه اهلش مسلمان
 بودند، خانه حضرت لوط بود، البته به استثناء زنش:
«فَمَا وَجَدنا فِيهَا غَيرَ بَيتٍ مِنَ المِسلِمِين»[5]
«جز يك خانواده با ايمان در تمام آنها، نيافتيم»
 
   اين آيه نشان مي‌دهد كه فحشاء فقط بين مردان نبود، بلكه بين زنان نيز شيوع داشته است و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا مي‌نمودند.[6]
 
رسالت حضرت لوط (ع):
  خداوند حضرت لوط (ع) را براي هدايت اين قوم گمراه فرستاد:
«اِذ قَالَ لَهُم اَخُوهُم لُوط اَلا تَتََّقُونَ اِنّي لَكُم رَسُولٌ اَمينٌ»[7]
«هنگامي كه برادرشان لوط به آنها گفت: آيا تقوا پيشه نمي‌كنيد من براي شما پيامبري امين هستم»
 
   ولي آنان نه تنها حاضر به شنيدن كلام حق نشدند بلكه تهديد كردند كه
او را از آنجا بيرون مي‌كنند:
«قَالُوا لَئِن لَم تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنََّ مِنَ المُخرِجِينَ»[8]
  «گفتند: اي لوط اگر (از اين سخنان) دست برنداري، به يقين از اخراج شدگان خواهي بود»
 
سرانجام قوم لوط:
  اين قوم سرانجام به دليل سركشي و گناه و انكار رسالت حضرت لوط (ع) دچار عذاب الهي ‌شدند و قرآن براي ايشان سه مرحله عذاب ذكر كرده است:
1- صحيحه مرگبار:
«فَأخَذَتهُمُ الصَیحَةَ مُشرِقین»[9]
«سرانجام هنگام طلوع آفتاب صيحه مرگ‌بار آنها را فرا گرفت»
 
2- زير و رو شدن قوم لوط:
«فَجَعَلنَا عَالِيَها سَافِلَهَا»[10]
«بالاي آن را پايين قرار داديم»
 
3- فرو ريختن باران سنگ:
«وَأمطَرنَا عَلیها حِجَارَةً مِن سِجََِّیلٍ مَنضُودٍ مُسَوََّمَةً عِندَ رَبِّک»[11]
«و باراني از سنگ (گلهاي متحجر) متراكم بر روي آنها نازل نموديم (و سنگهايي كه) نزد پروردگارت نشان دار بود»
 
  در پايان، لازم به ذكر است كه هر كدام از اين عذابها براي آن قوم گمراه كافي بود و نازل شدن اين عذابهاي سه گانه، به خاطر شدت گناه و جسارت  آنها نسبت به آلودگي و ننگ  بوده  است و نيز  خداوند
براي عبرت ديگران، مجازات آنها را چند برابر كرده است:
«اِنََّ في ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلمُتَوَسََِّمينَ»[12]
«در اين (سرگذشت عبرت‌انگيز) نشانه‌هايي است براي هوشياران»


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 8:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

تامل

خدایا بدون هیچ مقدمه ای می گویم:

 

 

خدایا مرا ببخش.

تو این سه کلمه خیلی چزا یافت می شود.

 

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 0:20 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

یا اما رضا

ما جمع پریشان که در شور و نواییم ...... جاروکش سلطان غریب الغرباییم.

در حشر چو گویند که این االرضویون .... صد شکر که ما ریزه خور خوان رضائیم.

رضا رضا رضای ما رضای تو رضای حق

یا امام رضا (ع) ما که از آستان تو هیچ نخواهیم فقط اذن دخول ما را بفرما تا ما هم بر آن آستان پاک و مطهر که به فرموده حضرت محمد(ص) تکه ای از بهشت است را وارد شویم.

یا امام رضا به خدا دلم بدجوری واسه کبوترای حرمت عطر حرمت ابهت حرمت زیبایی حرمت و خودت آقا تنگ شده.

 یا رضا بر من بکن کمی نظر ... تا منم شوم نوکر نوکران حرم


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 9:43 بعد از ظهر موضوع ائمه معصومین | لینک ثابت

جبر زندگانی

جبر زندگانی این است :

زندگانی باید کرد حتی اگر پایانش فنا باشد.

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 11:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

افسوس

شاید از عمر که دارم نمی توانم بهره ای ببرم ولی خدا تویی که بهره و سود مرا حساب می کنی.

شاید از عشق معنایی ندارم ولی خدا تویی عشق را معنا می کنی.

شاید از محبت تو چیزی حس نکرده ام ولی همیشه تو را پیش خود احساس می کنم.

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 11:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

مختصری از شادروان حاج صمد لیثی مداح خوش ذوق تبریزی

شــاه مـــا  حســیــن  اســت  و بــس  ...     عـزیز دو عالم حسین است و بس

ما نوکران را سرور حسین است و بس  ...     لیثی را همدم حسین است وبس

یادم است تو یه روزی که اصلاً یادم نیست کدوم روز است ولی اینو بگم که وارد هیئت شدم و نشستم یه حال و هوای خاصی بود آهان یادم افتاد شهادت امام سجاد بود . و اون هیئتی که رفتم یکی از هیئات با سابقه شهر تبریز بود . دیدم همه نشستن و ناله می کنند . ۵ تا مداح نشسته بودند و مداحی می کردند از جمله حاج ابراهیم رهبر و ... نا گهان چشمم به شخصی افتاد که مداحی می کرد . با صدای دلنشین و زیبای خود دلها رو جلا می داد . آری آنکس شخصی جز مرحوم حاج صمد لیثی نبود.

مرحوم حاج صمد لیثی

آری مداح خوش الحان تبریزی که تمام وجودش را به ارباب خود اباعبدالله داده بود و در این در سالها خدمت کرده است . شخصی که در ادب حرف اول را می زد . شخصی که ریا را دشمن خود می دانست .

دیگر این کار فلک است که همه را در گرداب خود گرفتار سازد . این مداح خوش ذوق و خوش صدا همه دوستارانش را تنها گذاشت و در روز بیست و چهارم مهر ماه را به علت سکته قلبی وداع فرمود.

روحش شاد و یادش گرامی.

وبلاگ توابین هم به نوبه خود درگذشت این مداح با صفای اهل بیت (ع) را خدمت خانواده محترم شان و اربابشان اباعبدا... تسلیت عرض می نماید.

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 1:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

هتاکی اکبر گنجی بی هویت به امام زمان (عج)

 

 

 

با درج مقاله اي در سايت آمريكايي "راديو زمانه"

اكبر گنجي وجود امام مهدي(عج) را انكار كرد

خبرگزاري فارس: اكبر گنجي در مقاله جديد خود كه در سايت آمريكايي "راديو زمانه" منتشر شده وجود امام دوازدهم(ع) را انكار كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، گنجي كه پيش از اين ابراز عقيده كرده بود كه غزوات پيامبر اسلام(ص)، ترويج خشونت بوده و فاجعه كربلا ناشي از شمشير زني پيامبر(ص) و امام علي(ع) در جنگ‌هاي بدر و حنين بوده است، در مقاله‌اي جديد در سايت آمريكايي "راديو زمانه" با جدا كردن خود از خيل مسلمانان شيعه، نوشت: «دليل وجود "امام دوازدهمِ شيعيان" چيست؟»
بقیه این مطلب را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 10:58 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

ماه عشق و ماه خدا رفت

ماه صیام ماه عشق و صفا

رفت و آمــد عـیـد مـاه صـفـا

ماه رمضان ماهی که رحمت رب العالمین بر سر حد خود رسید و ما را از نعماتش بهره مند ساخت رفت.

ماهی که من خودم حسم را در موردش می گویم.

ماهی که رفتنش مرا به حالات زیر می اندازد:

حالی که اولاد از والدینش طرد شده باشد.

حالی که از دست دادن یکی از خویشان خود بهت دست می ده.

حالی که از همه دنیا دلگیری.

چی بگم آخه بابا من از دست رفتم . ماه عشق خدا بر بندگانش رفت آخه ما چقدر بدیم خدا این نعمت رو از ما گرفتی.

من نمی تونم حال خودم رو وصف کنم فقط اینو میدونم ماهی بود که هر کافری بدون ویزا می تونست به احدیت نزدیک بشه (البته با توبه).

یا حق مرا در این ظلمت شب رها نساز مرا از خود نران.

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 2:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

یا مولا

وای که شیر خدا می رود . مونس زهرا می رود . همدم محمد (ص) می رود . وای که عزیز حسنین می رود . وای که الگوی زینب می رود . آری امروز علی (ع) می رود به دیدار معبودش . روزی را که از اول زندگانی اش انتظارش را می کشید .

فزت ورب الکعبه


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 5:20 بعد از ظهر موضوع ائمه معصومین | لینک ثابت

یا رضا کاش من هم جیره خوار سفره رحمت تو بودم

کاش من هم آنجا بودم . یا زضا رضای تو رضای حق


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 11:51 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

لیالی قدر

لیله القدر فرا رسید و همه چیز آغاز شد . عشق و مرحمت الهی آغاز شد . شب هایی که از هزاران شب با ارزش هستند .

شب هایی که حضرت مولا علی در کوچه های تاریک کوفه به سوی نوش شربت عشق هست. شب هایی که قرآن آماده نزول بر بشر هست. شبهایی که ...

... که از روح آدم تلالو نور الهی متجلی می شود.

شبهایی که بنده بر درگاه احدیت ندای ( یا لطیف ُارحم عبدک الضعیف ) و (العفو العفو) سر می دهد.

یا رحیم الله بر دل ما کن صصا


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 7:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

ان الله یحب المحسنین

گوهره زندگی بشری هست خدا

ای خدا ای ارحم الراحمین . ای که بر بنده ضعیف خودت یعنی من بی پیز و بینوا . تو چقدر به من لطف داری . منی که همه زندگی ام پر از گناه است و ثمره زندگی ام عصیان.

شاید نمی دانم که تو ارحم الراحمینی و یا نمی دانم که تو ستار العیوبی .

ولی این را هم نمی دانم که بر عصیان کاران هم رحم می کنی.

شاید از روی دلسوزیت است که مارو دوست داری ولی من این رو می گویم که بنده ای شرمسار هستم که در سایه امن ت خفته ام.

سر به آسمان می نهم و می گویم خدا خیلی با مرامی . خدا خیلی با صفایی . دوست دارم .

صد ملک زمین را تو نوشتی . صد قسمت ما را تو نوشتی

تا آخر دوست دارم وتا جایی که می تونم بر راه تو قدم می نهم و از عبادت تو شانه خالی نخواهم کرد.

یا ودود مرا دریاب


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 0:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت