تبليغاتX
خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد
سفرنامه آخر.

زندگی زیباست اگر بگذارند.

اشک چشم زیباست اگر بگذارند.

از چه گویم که هر چه گویم از من است

در دو عالم یاورم تنها خداست.

هر چه نالم ناله خود کرده ام .

و ز دوعالم خود را رانده ام.

زین جدایی حکمتی است تو مپرس.

درد دل با تو بگویم تا شوم آزاد ز دل.

شرم خویش دارم بگویم درد خویش.

از دو عالم من به هجرت رفته ام .

چون که اعمالم را کرده ام.

از دلم هر چه برون آمد نوشت این دل به تو.

وای بر این دل که ندارد صاحبی.

من نوشتم حال خویش را بر شما.

تا شود حالم به عبرت بر شما.

چند صفحه  مانده بر آخر مرا دریاب.

چند خطی من نوشتم رفتن امانم نداد.

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 1:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

درخواست همکار!

با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم.

من نیاز مبرم به یک همکار وبلاگ نویس دارم تا با من همکاری بکند  .اگر لطف کنید ممنون می شم.

 


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 0:21 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

یا مهدی

یا مهدی همه چیزم تموم شد و تو را می خوانم.

ای مهدی ما از اول راه کج آمدیم و غافل از تو چکار کنیم آخه ما هم انسانیم و جایز الخطا . به من که بچه بودند گفتنند مهدی می یاد من هم از اون زمان دنبال مهدی هستم . آخه مهدی بیا. آخه دیگه طاقت ندارم چه کار کنم به فردام امضا ندادم که می مونم . من هم آخه آدم دل دارم. بیا دیگر از بس که افترا شنیدیم. تو یه جایی می رم می گن بابا تو هم بیکاری رفتی پی این کارا هی ریش بزار هی به هیئت برو هی به مسجد برو دیگه خسته شدم. خسته شدم از بس که به جدت رسول توهین کردند. به مادرت بی احترامی کردند. آن اتفاقها در ۱۴۲۰ و خورده ای پیش افتاده . ولی حالا هم توهین می کنند . به پیامبرمون توهین می کنند . به امام حسینمون توهین می کنند به امام رضامون توهین می کنند . می گند به خدا توسل کن اینا چه کاره اند آخه دیگه نمی تونم این حرفها را هضم کنم و یا دفع کنم ناگزیر به دلم می اندازم. ولی می دونم که تو می آیی و پرده از چهره می گشایی.


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 7:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

زندگی

از کدامین لحظه ها حرف می زنی . از کدامین مکان یاد می کنی .

لحظه هایی که به یاد خدایی و مکان هایی که در حال دعا.

زندگی تنها واژه ای است که صرف ندارد . زندگی تنها واژه ای است که چرا ندارد. زندگی تنها واژه ای است که حیرت ندارد. و هزاران دلیل دیگر!

از دو عالم مارا وصی کرده اند که ما در این دنیا زندگی خواهیم کرد چه بد و چه زشت که در دست خودمان هست. ولی در آخرت بدی ها زندگی دارند و خوب ها هم زندگی دیگری . می توان گفت که خوبی ها و زشتی های آن دنیا هم در دست ماست چون ما خودمان تعیین می کنیم که خوب باشیم یا بد.

از تـه دل هـر چـه آـید تو بـگـو       صاحبش پیداست ای یار غافل مشو.  


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 7:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

یا ستار العیوب

۲۱ سال از عمرم گذشت و حالا در ۲۲ سالگی قدم گذاشته ام . ۲۱ سالی را که ۱۳ سالش به جهالت گذشت. ۱۳ سالی بهترینم بود. ماند ۸ سال که این هشت سال بدترینم بود. گفتیم از جهال بیرون گشتیم و آدم می شویم و لی ای وای که دو برابر شد. سالهایی که نداسته از آینده کار می کردم و هر چیز برایم خوب متصور می شد ولی دریغ از یک آگاهی .

چه کنم که گذشت . و امروز پشیمانی را برایم گذاشت و رفت.

آخه خدا قربونت برم تو هم چه صبری داری ای خدا. به این بدبخت فلک زده رحم می کنی و رسوایم نم کنی. آخه تو ستار العیوبی.

چه کنم بدبختی ماند بر من که  مدارایش باید کرد.

ولی آمدم تا بگویم من می توانم. چه کرده ام در گذشته بماند . از امروز متولد می شوم و وسلام.

آخه تو یکی از سخنرانی ها که مربوط می شه به طلائیه حاجی می گفتا که دختری اومده بود و یه کیک داشت که یم عدد یک روی اون بود .ژرسیدن یک چرا . گفت آخه من ۲۳ سال دارم که همش به جهل رفت از سال گذشته که به اینجا یعنی طلائیه اومدم تولدم شروع شد.

یا حق چه گویم که نگویم بهتر است . زبانم در دهان پاسپان سر است .

اون سخنرانی رو می ذارم تا دگرگون بشی.


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 6:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

این الرجبیون

ماه رجب سالروز نقطه های درخشان تاریخ اسلام است واینک به نقطه های دیگر در دهم و سیزدهم این ماه با شکوه می رسیم . میلاد امام محمد تقی علیه السلام و میلاد حضرت امیرالمونین علی علیه السلام با امید به اینکه پیرو راه این عزیزان باشیم فرا رسیدن این نقطه های درخشان را به راست کرداران زمان خویش تبریک و تهنیت عرض می نمایم.


 

نوشته شده توسط الهی اغفرلنا ذنوبنا در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 0:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت